سنگ‌ نبشته خشایار شا

آشنایی با کتیبه سه زبانه خشایارشا

کتیبه خشایارشا، کتیبه ای سه زبانه است که ابتدا به دستور داریوش بزرگ ساخته شد اما در زمان خود او، هیچ گاه کار ساخت آن به پایان نرسید و در نهایت خشایارشا، فرزند او فرمان تکمیل کتیبه ها را داد. این کتیبه ها در ارتفاع ۲۰ متری از سطح زمین قرار دارند و بر روی آن ۲۷ سطر و ۳ ستون به چشم می خورد. نوشته ها از چپ به راست بر روی کتیبه های سنگی درج شده اند و در سه زبان پارسی باستان، عیلامی و اکدی ( بابلی ) به نگارش در آمده اند. خشایارشا، پسر داریوش بزرگ و آتوسا، یکی از قدرتمند ترین پادشاهان ایرانی است که در این کتیبه ابتدا به مدح و ستایش خدای یگانه ( اهورامزدا ) می پردازد و در ادامه بابت شادی مردم شکرگزاری می کند و از خود تعریف هایی را ارائه می دهد.

کشف کتیبه سه زبانه خشایارشا توسط زوج ایرانی

اوژون بورنوف، یکی از محققین و شرق شناسان مشهور فرانسوی ست که در شناسایی الفبای پارسی باستان نقش عمده ای داشت. او در سال ۱۸۳۶ بود که توانست متن کتیبه سه زبانه خشایارشا را بخواند و قدم بزرگ دیگری در رمزگشایی خط میخی بردارد.

پس همان طور که طبق شواهد بر می آید دانشمندان و محققین از وجود چنین کتیبه ای آگاه بودند اما کسی از مکان دقیق آن اطلاعی نداشت. گویا خوانش و کار بر روی این کتیبه از طریق نقاشی ها و تصاویری که دیگر جهانگردان تهیه کرده بودند، صورت گرفته است.

نداستن محل دقیق کتیبه ها تا همین چند سال پیش ادامه داشت تا آن که زوج جهانگردی ایرانی به نام های آقای محمود قیدی و خانم معصومه امیری مقدم در طی سفر هشتصد روزه خود به دور دنیا توانستند محل دقیق کتیبه را کشف کنند. این زوج ایرانی که به هدف گسترش فرهنگ و منش ایرانی دست به سفر خود زده بودند، با پاداشی گزاف در ابتدای این مسیر مواجه شدند. این خانم و آقا با تهیه عکس و فیلم محل دقیق کتیبه را به هموطنان و حامیان فرهنگی خود اطلاع دادند.

تفسیر نوشته های خشایارشا در کتیبه سه زبانه

با نگاهی به کتیبه خشایارشا، پیش از همه می توان دریافت که او فردی یکتاپرست ومعتقد به خدای یگانه بوده است و شدت این اعتقاد به قدری است که دلیل آفرینش تمام زمین و مردمانش و حتی حال خوش انسان ها را خدا ( اهورامزدا ) می داند. البته خشایارشا بخشایش پروردگار را به همین جا محدود نمی داند و با افتخار اعلام می دارد که این پادشاهی و تمام دستاوردهای آن نیز تحفه ای از سوی پروردگار و لطف خدا می باشد. خشایارشا در ادامه به وسعت سرزمین خود و انواع مردمانی که در این کشور پهناور زندگی می کنند اشاره ای می کند و سپس از پدرش و کارهایی که خود انجام داده، سخن می گوید.